شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۲۲۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
گرچه به دست کرشمهٔ تو اسیرماز سر کوی تو پای بازنگیرم
۲
زخم سنان تو را سپر کنم از دلتا تو بدانی که با تو راست چو تیرم
۳
خصم و شفیعم توئی ز تو به که نالمکز چو تو ناحق‌گزار نیست گزیرم
۴
ساخته‌ام با بلای عشق تو چونانکگر عوضش عافیت دهی نپذیرم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth