شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۲۳۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نام تو چون بر زبان می‌آیدمآب حیوان در دهان می‌آیدم
۲
تا لب من خاک‌بوس کوی توستهر دم از لب بوی جان می‌آیدم
۳
گر قدم بر آسمانم پیش توفرق سر بر آستان می‌آیدم
۴
تا همایم خوانده‌ای در کام دلهر نواله استخوان می‌آیدم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth