خلوتی با خاقانی
غزل شمارهٔ ۲۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دیده در کار لب و خالش کنمپیشکش هم جان و هم مالش کنم
۲
کعبهٔ جان او و عید دل هم اوستجان و دل قربان همه سالش کنم
۳
چون مرا از راه کعبه است این فتوحبس طواف شکر کهامسالش کنم
۴
ماه من کهاشتر سوار آید به راهدیده سقا، سینه حمالش کنم
صفحهٔ ۱ از ۳