شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۲۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ما دل به دست مهر تو زان باز داده‌ایمکه‌اندر طریق عشق تو گرم اوفتاده‌ایم
۲
ما رطل‌های دُرد تو زآن درکشیده‌ایمکز رمزهای دَرد تو سری گشاده‌ایم
۳
گفتی که دل بداده و فارغ نشسته‌ایاینک برای دادن جان ایستاده‌ایم
۴
ما آستین ناز تو از دست کی دهیمچون دامن نیاز به دست تو داده‌ایم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth