خلوتی با غنی کشمیری
شمارهٔ ۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
حاجت از حد چو رود دست دهد استغناقد خم حلقه چو شد کار ندارد به عصا
۲
گره بند قبایت نشد از دستم وابند انگشت شد آخر گره بند قبا
۳
خون بجوش آمده از ذوق شهادت ما رابه که آبی بزند تیغ تو بر آتش ما
۴
سرکش از جای نجنبد پی تعظیم کسیشمع آسا رگ گردن بودش رشتهٔ پا
صفحهٔ ۱ از ۳