خلوتی با خاقانی
غزل شمارهٔ ۲۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای صبح مرا حدیث آن مه کنای باد، مرا ز زلفش آگه کن
۲
ای قرصهٔ آفتاب پیش منبگشای زبان، قصد آن مه کن
۳
ای خیل خیال دوست هر ساعتاز سبزهٔ جان مرا چراگه کن
۴
ای لاف زده ز عشق و دل دادهجان هم بده و به کوی او ره کن
صفحهٔ ۱ از ۲