شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۲۷۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غصهٔ آسمان خورم دم نزنم، دریغ مندر خم شست آسمان بسته منم، دریغ من
۲
چون دم سرد صبح‌دم کآتش روز بردهدآتش دل برآورد دم زدنم، دریغ من
۳
بین که پل جفا فلک بر دل من شکست و مناین پل آب رنگ را کی شکنم، دریغ من
۴
برکنم از زمین دل بیخ امل به بیل غمخار اجل ز راه جان برنکنم، دریغ من
صفحهٔ ۱ از ۵
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth