شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۲۹۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پشت پایی زد خرد را روی تورنگ هستی داد جان را بوی تو
۲
گشته چون من کشته‌ای زنار دارجان عیسی در صلیب موی تو
۳
از پی خون‌ریز جان خاکیانشهربندی شد فلک در کوی تو
۴
دیده کافوری و جان قیری کنددر سیه‌کاری سپیدی خوی تو
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth