شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۳۰۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای تماشاگاه جان‌ها طرف لاله‌ستان تومطلع خورشید زیر زلف مه جولان تو
۲
تا نهادی حسن را دار الخلافه زیر زلفهست دار الملک فتنه در سر مژگان تو
۳
حلق خلقی را به طوق شوق تو در بند کردزلف مشک افشان شهر آشوب مه چوگان تو
۴
ای به خوان زلف تو یوسف طفیلی آمدهکیست کو بی‌خون دل یک لقمه خورد از خوان تو
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth