خلوتی با خاقانی
غزل شمارهٔ ۳۱۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای برقرار خوبی، با تو قرار من چهاز سکه گشت کارم، تدبیر کار من چه
۲
زرین رخم ز عشقت بیآب و سنگ ماندهبر سنگ تو ندانم آب و عیار من چه
۳
بر بوی وصل تا کی درد سر فراقتآن می هنوز در خم چندین خمار من چه
۴
دادم به باد عمری در انتظار روزیاین روز بیمرادی در انتظار من چه
صفحهٔ ۱ از ۲