شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۳۱۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای دل به جفات جان نهادهجان پیش‌کشت جهان نهاده
۲
شهری همه ز آهنین دل توقفلی زده بر دهان نهاده
۳
بر طرف لب تو جان عیسیاز نیل و بقم دکان نهاده
۴
از کوی سوار چون برآئیشب‌پوش بر ابروان نهاده
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth