خلوتی با خاقانی
غزل شمارهٔ ۳۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای چشم پر خمارت دلها فگار کردهوی زلف مشکبارت جانها شکار کرده
۲
از روی همچو حورت صحرا چو خلد گشتهوز آه عاشقانت دریا بخار کرده
۳
یک وعده در دو ماهم داده که میبیایمچاکر به انتظارت دو چشم چار کرده
۴
مژگان پر ز کینت در غم فکنده دل رالبهای شکرینت غم خوشگوار کرده
صفحهٔ ۱ از ۲