خلوتی با خاقانی
غزل شمارهٔ ۳۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
درآ تا سیل بنشانم ز دیدهگهر در پایت افشانم ز دیده
۲
بیا از گرد ره در دیده بنشینکه گرد راه بنشانم ز دیده
۳
مگردان سر ز من تا خون چشممسوی دل باز گردانم ز دیده
۴
چنان بر دیده بندم نقش رویتکه نقش خلد برخوانم ز دیده
صفحهٔ ۱ از ۲