خلوتی با جنید شیرازی
شمارهٔ ۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دل ز خویش بگذر تا وصل یار بینیرخ را به خون فروشی تا آن نگار بینی
۲
زین خاکدان فانی دامان خان فروشیزآن پیشتر که از وی در دل غبار بینی
۳
گر کار و بار بر هم آخر نمیزنی تودر چار سوی دنیی بس کار و بار بینی
۴
این خانهای عالی آن گه چه سود داردکاین خان تنگ و تاریک بر خود حصار بینی
صفحهٔ ۱ از ۴