خلوتی با جنید شیرازی
شمارهٔ ۱۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کدام دست که از حسرت تو بر دل نیست؟کدام پای که از حسرت تو در گِل نیست؟
۲
کدام دل که غمت را به جان نمیطلبد؟کدام سر که به خاک در تو مایل نیست؟
۳
نماند دل که ز خونش مدام در جگر استنه نیز دیده که اشکش مدام سائل نیست
۴
دل است دیدهٔ جان تا به لب رسیده و هیچبه حضرت تو مرا غیر از این رسائل نیست
صفحهٔ ۱ از ۳