شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۳۲۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
غم بنیاد آب و گل چه خوریدم گردون مستحِل چه خوری
۲
افسر عقل بایدت بر سراز سر آز خون دل چه خوری
۳
روی صافیت باید آینه‌وارهمچون دندان شانه گل چه خوری
۴
سایه پرورد شد دل تو چو گلغم پروردهٔ چِگِل چه خوری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth