خلوتی با خاقانی
غزل شمارهٔ ۳۲۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای دل ای دل هلاک تن کردیبس کن ای دل که کار من کردی
۲
سر من زان جهان همی آیدکه ره جان به پای تن کردی
۳
از سگان کی به زهرهٔ شیرکه شکار آهوی ختن کردی
۴
شب مهتاب چون به سر بازیقصد خورشید غمزه زن کردی
صفحهٔ ۱ از ۳