خلوتی با خاقانی
غزل شمارهٔ ۳۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
خاکِ بَغداد، در آبِ بَصَرَم بایستیچشمهٔ دجلِه میانِ جگرَم بایستی
۲
سفرِ کعبه، به بغداد رسانید مَرابارِکَ الْلَهْ، همهِ سال اینْ سَفَرَم بایستی
۳
قَدرِ بغداد، چِه دانَد دلِ فَرسودهٔ مَن؟بَهرِ بغداد، دلی تازهتَرَم بایستی
۴
لیک بیزَر نَتَوان یافت به بغداد مراپریِ دجلِه به بغداد زَرَم بایستی
صفحهٔ ۱ از ۴