شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۳۳۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
تا حلقه‌های زلف به هم برشکسته‌ایبس توبه‌های ما که به هم درشکسته‌ای
۲
گاه از ستیزه گوش فلک برکشیده‌ایگاه از کرشمه دیدهٔ اختر شکسته‌ای
۳
دانم که مه جبینی ای آسمان شکناما ندانم آنکه چه لشکر شکسته‌ای
۴
آهسته‌تر، نه ملک خراسان گرفته‌ایوآسوده‌تر، نه رایت سنجر شکسته‌ای
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth