شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۳۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آن لعل شکر خنده گر از هم بگشاییحقا که به یک خنده دو عالم بگشایی
۲
ورچه نگشائی لب و در پوست بخندیاز رشتهٔ جانم گره غم بگشایی
۳
مجروح توام شاید اگر زخم ببندیرحمی کنی ار حقهٔ مرهم بگشایی
۴
کاری است فرو بسته، گشادن تو توانیصد مشکل ازین‌گونه به یک‌دم بگشایی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth