شعر را زندگی کن
خلوتی با مجذوب تبریزی

شمارهٔ ۲۱۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ز ناز طعنه خوبی بر آفتاب زده‌ز لطف آمده یا ذره‌ای شراب زده‌
۲
گشوده دست و فلک را به چرخ آوردهفکنده برقع و آتش به آفتاب زده‌
۳
بهانه‌جو شده هر دم برای دیدن خویشهزار بار بر آئینه انتخاب زده‌
۴
بنا بر آئینهٔ آب بسته عالم رابرای دیدن خود نقش‌ها بر آب زده‌
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth