خلوتی با مجذوب تبریزی
شمارهٔ ۲۱۲
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شده در شیشه ما بیتو می ناب گرهمفکن این همه بر خاطر احباب گره
۲
روزگاریست که بیعارض ماهت شده استدر دل روزن ما حسرت مهتاب گره
۳
گر به مسجد گذری حسرت ابروی کجتهمچو قندیل شود در دل محراب گره
۴
دوش از آن باده که پیمود به احباب لبتدر گلو شد نفس خصم تو چون آب گره
صفحهٔ ۱ از ۳