خلوتی با ساغر کنگاوری
شمارهٔ ۱۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
منم آن عاشق شوریده سر بیدل و دینرند بیباک و قدحخوار خراباتنشین
۲
منم آن مست که از روز ازل خاک مرازآتشین آب خرابات نمودند عجین
۳
منع بیهوده مکن ناصحم از مستی میلب جام است و لبم تا نفس بازپسین
۴
منم آن عاشق دیوانه که چون مست شومخیمه عشق برآن سوزنم از عرش برین
صفحهٔ ۱ از ۳