خلوتی با ساغر کنگاوری
شمارهٔ ۱۴۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ندیده کس به جهان چون تو در جمال و جوانیفدای جان تو گردد جهان که جان جهانی
۲
تویی که پرتو حسن تو هیچ پرده نپوشدچو آفتاب عیانی ز پردههای نهانی
۳
برون نمیشود از سر هوای وصل تو هرگزنمیرود ز دل پیر آرزوی جوانی
۴
دلم ز دست تو دائم چگونه زار نباشدکه سستعهد نگاری و ترک سختکمانی
صفحهٔ ۱ از ۲