شعر را زندگی کن
خلوتی با ساغر کنگاوری

شمارهٔ ۱۶۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بی‌سبب باز به عشاق سر کین داریسخت بی‌رحمی و نه کیش و نه آیین داری
۲
تا کجا خون چو من بی‌گنهی ریخته‌ایپنجه از خون شهیدی‌‎ست که رنگین داری
۳
نقد جان در کف پای تو نثاری‌ست حقیربه فدای تو اگر قصد دل و دین داری
۴
سوی گلزار چرا میل تماشا کردیتو که در پیرهن خود گل و نسرین داری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth