شعر را زندگی کن
خلوتی با ساغر کنگاوری

شمارهٔ ۱۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دی صبح‌دم به میکده رفتم به چنگ و نیآمد به گوش هوش سروشم ز جام می
۲
ساز نوا به چنگ و نی آمد سروش غیبگر نشنوی ز من بشنو از زبان نی
۳
از غم گرت رسد المی چاره می کندهان ای پسر ز من بشنو هی بنوش هی
۴
دل زندگی ز می طلبد فصل نوبهاراذ یطلب الحیواة من الما کل شی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth