شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۳۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هر روز به هر دستی رنگی دگر آمیزیهر لحظه به هر چشمی شور دگر انگیزی
۲
صد بزم بیارایی هر جا که تو بنشینیصد شهر بیاشوبی هر جا که تو برخیزی
۳
چون مار کنی زلفین وز پرده برون آییناگه بزنی زخمی چون کژدم و بگریزی
۴
فتنه کنی‌ام بر خود پنهان شوی از چشممچون فتنه برانگیزی از فتنه چه پرهیزی
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth