شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۳۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای دیده ره ز ظلمت غم چون برون بریچون نور دل نماند برون راه چون بری
۲
اول چراغ برکن و آنگه چراغ جویتا زآن چراغ، راه ز ظلمت برون بری
۳
هجران یار بر جگرت زخم مار زدآن زخم مار نی که به باد فسون بری
۴
آن درد دل که برده‌ای آنگه عروسی استدر جنب محنتی که ز هجران کنون بری
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth