شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۳۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عتاب رنگ به من نامه‌ای فرستادیمرا به پردهٔ تشریف راه نو دادی
۲
صحیفه‌های معانی نوشتی و سر آنبه دست مِهر ببستی و مُهر بنهادی
۳
چو نقش عارض و زلف تو، نوک خامهٔ تونمود بر ورق روز از شب استادی
۴
مرا نمودی که‌ای پای بست محنت مابه غم مباش که ما را هنوز بر یادی
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth