شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بینم به پای او چو سر آفتاب راحیران شود دلم جگر آفتاب را
۲
گر سوخت داغ او جگر آفتاب رابشکست طره‌اش کمر آفتاب را
۳
خطّ شعاع نیست که طرف کلاه اوچون شاخ گل شکسته سر آفتاب را
۴
در تیغ بازی خم ابروی او هلالهر دم به سرکشد سپر آفتاب را
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth