خلوتی با خاقانی
غزل شمارهٔ ۳۸۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یک زبان داری و صد عشوهگریمن و صد جان ز پی عشوه خری
۲
از جگر خوردن تو بس نکنیزانکه پرورده به خون جگری
۳
زهره داری تو ز بیم دل خویشکه به هر دم جگر ما بخوری
۴
گفته بودی که تمامم به وفابرو ای شوخ که بس مختصری
صفحهٔ ۱ از ۲