شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۱۰۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بوته‌ی سوز و گداز از برگ عیشم حاصل استچون شود روشن چراغ لاله داغش بر دل است
۲
آب و رنگ حسن می‌بندد حنا بر پای عشقبلبلان باغ را از جوش گل پا در گِل است
۳
حسن و عشق آیینه‌دار صورت حال هم‌اندخال آن سیب زنخدان شاهد داغ دل است
۴
پا کشید از چشم پرخون دست شست از خون مندر حنا بستن نگار سیم ساقم را جُل است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth