شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۱۰۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
رو کن به حق چه جویی دارالشفا شفا اوستدردی که نیست آن را پیدا دوا، دوا اوست
۲
قلبی است تیره مرآت بی‌سکّه‌ی تجلّینقد دلی که دارد حسن صفا صفا اوست
۳
بی‌التفات نقاش کی نقش دلپذیر استسیمای هر چه دارد حسن صفا صفا اوست
۴
در ذره مهر پیداست بحر از گهر هویداستهر جوهری که دارد نور و بها، بها اوست
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth