شعر را زندگی کن
خلوتی با خاقانی

غزل شمارهٔ ۳۹۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای رخ نورپاش تو پیشه گرفته دلبریرونق آفتاب شد زآن رخ همچو مشتری
۲
ماهی و چون عیان شوی شمع هزار مجلسیسروی و چون روان شوی شور هزار لشکری
۳
طرهٔ تو به رغم من چون شب من به تیرگیکیسهٔ من ز ناز تو چون لب تو به لاغری
۴
گرچه سپید کاری است از همه روی کار تورو که قیامتی است هم زلف تو در سیه‌گری
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth