خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۱۱۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
هرگز از آن مژهها نقش نمایانش نیستخبری از نمک خندهی پنهانش نیست
۲
خبر طرفهای از عالم بالا دارمشد دلم قُمری سروی که گلستانش نیست
۳
که برآرد سری از روزن قصر فردوسگر مشبّک دلت از شوخی مژگانش نیست
۴
خوش قماش است اگر دزد کنم همچو حنادزدی بوسه قماشی است که تاوانش نیست
صفحهٔ ۱ از ۲