خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۱۱۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غم نوای من در این بستان سرا بلبل بس استگر به کف باید ز می ساغر ایاغ گل بس است
۲
گیسوی لیلیوشان سازد پریشان خاطرمدر کف دل مایهی سودا مرا کاکل بس است
۳
از تحمل سیل تندی چون قلم شد سینه چاکبهر مشق بردباری سر خط بابل بس است
۴
نیل میخواهد اگر پیشانی طفل سرشکبر سر از باغ بنا گوشش ز خط سنبل بس است
صفحهٔ ۱ از ۲