شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۱۲۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
به ترسایی مرا عیش مدام استمسیحم ساقی و خورشید جام است
۲
چو صبحم نقده کاری ره زد از مهرسرشکم زرکش آهم سیم خام است
۳
نماز بوسه از خطّش قضا شدمگر بسیار نازک وقت شام است
۴
به این سر رشته صیادی ندیدمتو را از دانه زاهد خاک دام است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth