شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۱۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دستم ز پیچ و تاب دل از کار مانده استرنگم ز بس شکسته به رخسار مانده است
۲
ای کاش می‌رسید ولی نعمتی مرادل ناشتای نعمت دیدار مانده است
۳
در جلد خویش یافته قید فرنگ رادر بند خود کسی که گرفتار مانده است
۴
خوش نشأه‌ای است ذکر مدام مرا مگرتسبیح من به خانه‌ی خمّار مانده است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth