شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۱۳۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای فیض صبح گرده‌ای از آستانه‌اتخورشید دُرد جام شراب شبانه‌ات
۲
تا زلف مشکبار تو از دست داده‌امدارم هزار چاک به دل همچو شانه‌ات
۳
چون بلبلم در آتش گل جوش می‌دهیای دل کباب گرمی ناز و بهانه‌ات
۴
پیش‌‌اند زلف و خال تو در دلبری ز همباجی نمی‌دهند به هم دام و دانه ات
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth