خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۱۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
دگر نقاب تو را از رُخَش زمان جدایی استخطش چو خامهی نقاش گرم چهرهگشایی است
۲
تو هم سفینهی مایی به این شمایل موزونرخ انوری و نگه وحشی و لب تو شفایی است
۳
به هیچوجه نبینی تو روی دل ز نکویانچنین که آینهات زنگ بند هرزه درآیی است
۴
نشان دهد به حقیقت ز طبع نازک عاشقچو نامهای خط او را ورق حریر ختایی است
صفحهٔ ۱ از ۳