شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۱۳۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
پیشانی تو مشرق صبح ملاحت استخال لب تو تکمه‌ی جیب ملاحت است
۲
بر زخم دل تبّسم دندان نما ز لطفاز بهر بیم بسمل ناز تو راحت است
۳
تنها چرا تو باده حرامی شوی رفیقبا غیر عزم باده‌کشیدن قباحت است
۴
لعل لبت که روی تبسم به غیر داشتاکنون مرا به جای نمک بر جراحت است
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth