خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۱۳۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گُلت نه از عرق شرم شبنم افشان استمحیط حُسن تو را باز جوش طوفان است
۲
گهر به خواب ندیده است این لطافت رانظاره چون رگ لعل از لبش نمایان است
۳
چنان به یاد سر زلف او پریشانمکه سایهام به نظر موج سنبلستان است
۴
جدا ز نرگس مخمور و لعل می گونشبه دلخراشی من موج باده سوهان است
صفحهٔ ۱ از ۳