شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۱۳۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
امشب از بزم چو آن آینه سیما برخاستدر دلم آه به تعظیم غم از جا برخاست
۲
گشته‌ام خاک و ز سودای سر زلف کجشسبزه از تربت من سلسله بر پا برخاست
۳
تا نظر یافتم از صیقل روشن گهریچون غبار از دل من رغبت دنیا برخاست
۴
بس که ترسیده از این چشمه‌ی خونین چشمشتا زدم چشم به هم شور ز دریا برخاست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth