خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۱۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تند از برم چو آن مه ابرو کمان گذشتتیر شهاب آه ز هفت آسمان گذشت
۲
پیری رسید و تند ز من آن جوان گذاشترویم به چلّه کرد چو تیر از کمان گذشت
۳
در وصل حسرتم ز جدایی زیاده بودبر من بهار عمر چو فصل خزان گذشت
۴
زخم نویی است در نظرم زان هلال تیغچون حرف تازه بود مرا بر زبان گذشت
صفحهٔ ۱ از ۴