شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۱۴۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
نوبهار آمد چو مجنون نوبت شور من استسرکشی در کوچه‌ی زنجیر منظور من است
۲
سخت می‌ترسم شود نزدیک این معنی به هممصرع زلفی خیال تازه‌ی دور من است
۳
همچو گلبن نیشتر گل کرده از رگها مراخنده‌ی گل راز دار زخم ناسور من است
۴
قدرت گفتارم از تمهید عجزم ظاهر استچون کمان بازوی خم سر پنجه‌ی زور من است
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth