خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۱۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گر حسن شکر خنده مهیای نیاز استآن خال بنا گوش جگر گوشه ی ناز است
۲
هرچند که برق نگهت صبر گداز استهر عشوه ی پنهان تو امید نواز است
۳
درسایه ی گیرایی شاهین نگاهتهرسایه ی مو بر تن من جنگل باز است
۴
چون قصه ی امید به پایان نرسانمچون روز قیامت شب زلف تو دراز است
صفحهٔ ۱ از ۳