خلوتی با خاقانی
غزل شمارهٔ ۳۹۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ما انصف ندمانی لو انکر ادمانیفالقهوة من شرطی لاالتوبة من شانی
۲
ریحان به سفال اندر بسیار بود دانیآن جام سفالی کو و آن راوق ریحانی
۳
لو تمزجها بالدم من ادمع اجفانییزدادلها صبغ فی احمرها القانی
۴
مجلس ز پریرویان چون بزم سلیمانیبا غُنّهٔ داودی مرغان خوش الحانی
صفحهٔ ۱ از ۳