خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۱۶۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
لعل خفتان چو کند خاک تن خون آلودلاله را داغ کنم از کفن خون آلود
۲
ای خط لعل تو مشک ختن خون آلودجوش تبخال عقیق یمن خون آلود
۳
پشت دستی مگر از جلوه ی گستاخ تو خوردغنچه در باغ نماید دهن خون آلود
۴
در شب هجر تو شمع از مژه ی خونبارمهمچو فصاد نماید لگن خون آلود
صفحهٔ ۱ از ۳