شعر را زندگی کن
خلوتی با نورس دماوندی

شمارهٔ ۱۶۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
جوهر حسن تواز تیغ تجلی دم زدالف چاک چو گندم به دل آدم زد
۲
علم جلوه چو حسن آمد و برعالم زدسکه ی عکس به مرات دل آدم زد
۳
نه همین آه به فراشی راهش دم زدآب بر درگه یادش مژه ی پر نم زد
۴
نه فلک را تل خاکستر پروانه نموددل چو از شعشه ی شمع جمالش دم زد
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth