خلوتی با نورس دماوندی
شمارهٔ ۱۶۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
به دست آن را که از مرجان دلها سبحه ها باشدبه هر جایی که باشد خاک او در کربلا باشد
۲
زترک سربلندی سرفرازی می شود روزیتو را سربگذرد از عرش اگر سر زیر پا باشد
۳
قماش طائرم از حسن باطن پرده برداردکه چون گوهر مرا در بر قبای تن نما باشد
۴
به اکسیر محبت مشت خاک زر تواند شدمحبت گر تو را باشد محبت کیمیا باشد
صفحهٔ ۱ از ۳